مقايسه سلامت روان شاعران در كنار افراد غير شاعر

توضیحات محصول

دانلود پروژه دانشجویی مقايسه سلامت روان شاعران در كنار افراد غير شاعر 

 

 سلامت روان به دلیل وجود پیشگیری از اختلالات و نیز ایجاد کردن زمینه برای شناخت و ایجاد معیارهای سلامت روان در افراد جامعه مورد توجه و قابل بررسی است. از سویی کارآمدی، پیشرفت و سلامت افراد جامعه با گذر زمان پیشرفت و سلامت جامعه را در حد مطلوبی فراهم میکند. در این میان چون انسان مدام در حال تغییر است، تلاش برای شناسایی عوامل موثر در سلامت روان پایان ناپذیر   می نماید. سلامت روان مقوله ای حائز اهمیت است، چرا که تأثیر روح و روان بر عملکرد جسمانی بر هیچکس پوشیده نیست. در این راه بزرگان ادبی و مذهبی ما از دیر باز بر مبحث سلامت روان تأکید داشته اند. مولوی می فرماید:   

    تن زجان وجان زتن مستور نیست                        لیک کس را دیدجان دستور نیست

  از جمله عوامل مؤثر و ایجاد کننده سلامت روان هنر و در اینجا منحصراً شعر می باشد. افراد به وسیله بیان آنچه که می خواهند به شکل سمبولهای کلامی، نه تنها از انرژی منفی حاصل از افکار ناخوشایند خودآگاه و ناخودآگاه رهایی می یابند، بلکه دست به آفرینندگی زده اند و این یکی از ویژگی های افراد خودشکوفا ست، که به قول «راجرز» دارای بالاترین سطح سلامت روان هستند. پس تأثیر شعر در همین بدو امر در دو بحث کاتارسیس و خلاقیت سطح بالا در انسانگرایی مطرح می گردد. بیان احساسات در قالب شعر باعث میشود که فرد بتواند از بیرون به خود بنگرد یا به خودآگاهی دست یابد و حافظ می فرماید:

   مروبه خانه ارباب بی مروت دهر                        که گنج عافیتت درسرای خویشتن است

  باید توجه داشته باشیم که معیارهای سلامت روان با فرهنگ جامعه مرتبط است.از طرفی ایران سابقه طولانی و اصیل در زمینه ی ادبیات (نظم یا شعرونثر) دارد، و جدانشدنی بودن ارادت و علاقه به شعر از ایرانیان نشان می دهد که می توان از طریق شعر به پویایی افراد جامعه و ایجاد سلامت روان کمک کرد. ادبیات ایران در زمینه تعلیم و تربیت، حکمت، آموزش شیوه های کسب آرامش و رسیدن به کمال نکته ها دارد. بسیاری از نظریه پردازان مانند؛ یونگ، آدلر، آریه تی، و ریک نوشتند که : «علوم چقدر (poetry as therapy.2007)از مطالعه ی اشعاراطلاعات کسب می کنند ویاد می گیرند.»

   نکته ای که مدام مرا متوجه خودش می کند این است که:«در روانکاوی تحولی رخ می دهد و این بر خلاف آنچه ممکن است خیلی ها تصور کنند، رسیدن به یک وضعیت استاندارد یا نرمال نیست، بلکه درست برخلاف آن، به گفته لکان، دستیابی به«تفاوت مطلق»است. یا به قول« فروغ فرخزاد»، (کسی که مثل هیچکس نیست) این کسی است که مثل هیچکس نیست زیرا که این شخص فقط و فقط مثل خودش است، با اشتیاق و ژوئی سانس[یک لذت مخرب،دردآور وکشنده]خاص خودش.»(کدیور،1381)و این بسیارارزشمند است که فرد خودش باشد.هنرمندان افرادی هستند که اشتیاقشان برای آفرینش، خود بودن و پویا بودن خلل ناپذیر است. درپی همین آفرینش است که سلسله ای از سازندگی و خوشایندی را در روان و پیکره ی جان افراد جامعه ایجاد می کنند.«شعر و شاعری در ایران از تاریخچه ای بس درخشان برخورداراست و بر تارک آن شعر عرفانی خودنمایی می کند. کاربرد شعر نشان از ابزاری در جهت زنده نگه داشتن فرهنگ این مرز و بوم است که مدام آماج حمله ی وحشیانه بوده و نیز وسیله ای برای والایش جمعی و انتقال مفاهیم عمیق فکر و فلسفه ایرانی نسبت به ضرورت تاریخی و حتی جغرافیایی. شعر فارسی زمینه ساز یک وحدت اجتماعی-فرهنگی بوده و پیام خویش را در هر زمان به بهترین وجه ارائه نموده است.»(مؤمن زاده، 1378) در اشعار فارسی می توان هزاران بیت و شعر را سراغ گرفت که هریک با واسطه و بی واسطه به یکی از معیارهای سلامت روان اشاره می کنند.           شاعران به عنوان فرهنگ سازان و پیام رسانان مهمترین افراد به وجود آورنده ی سلامت در حیطه ی روان به شمار می روند و خود به عنوان الگوهایی در جامعه مورد توجه معنوی و انسانی ِ بشر امروزند. این بیت از شاعر بزرگوار "ابن یمین فریومدی" عیان میکند که این توجه درخور بوده و خواهد بود:               

     «من بعون رأی پیر و قوت بخت جوان           عرضه کردم شعر و زو دیدم هزاران تربیت»

 

 

 

   بیان مسئله

   با توجه به اینکه«سلامت روانی فرد هیچگاه با فهرست خصوصیات ثابت یا ویژگی های معین تعریف نشده است. به نظر می آید تعریف رضایت بخش از سلامت روانی برای فرد، مستلزم داشتن احساس مثبت و سازگاری مؤفقیت آمیز و رفتارشایسته و مطلوب است.»(احدی وبنی جمالی،1369) مهم بودن بحث سلامت روان در تمام اقشار جامعه امری انکار نشدنی است. در میان گروه های مختلفی که در جامعه زندگی می کنند افراد اهل قلم و به خصوص شاعران که با توجه به مکتب انسانگرایی افراد خودشکوفا هستند و دست در خلاقیت دارند مورد توجه این پژوهش بوده است. از آنجا که افراد خلاق انعطاف پذیرند و پشتکاردارند، پس با وجود مشکل نسبت به افرادی که خلاق نیستند متعاقباً بهتر عمل می کنند .بنابراین سازگاری بیشتری خواهند داشت. و این پژوهش در پی آن است که بداند آیا شاعران به عنوان عضوی از گروه خلاق، سلامت روان مطلوبتری نسبت به افراد غیر شاعر دارند یا نه؟ «یاکوبسن مجاز را با تراکم  وجابه جایی تعابیر در رؤیا و استعاره را با یکی دانی و نمادسازی رؤیا قابل مقایسه دانسته است. بسیاری از پیروان فروید، تراکم را با استعاره و جابه جایی را با مجازمرسل یکی گرفته اند. ـاستعاره؛تشبیهی است که ادات تشبیه ندارد.مجاز؛به استعمال لفظ یا جمله درغیرموضوعش اطلاغ می شود.ـ» (مقدادی،1378)  جابه جایی یکی از مکانیسم های دفاعی در برابر اظطراب است. اگرقرار باشد این آرایه ادبی مجاز به عنوان یک مکانیسم دفاعی کمک کند،  پس آیا افرادی که توان استفاده از این آرایه را دارند یعنی شاعران سلامت روان بیشتری نسبت به افراد غیر شاعر دارند؟      

 

خرید این محصول

 

خواهشمنداست در صورت عدم دریافت فایل به شماره ذیل پیامک و یا تلگرام بدید

پشتيباني 24 ساعته (پيامك و تلگرام)

09189431367 

 

سوالات و نظر شما در مورد این محصول